


پدران و مادران علاقه و استعداد های فرزندان خود را دریابید .
برخی از دانش آموزان با وجود علاقه و استعدادی که در زمینه های فنی و حرفه ای از خود نشان می دهند ، در اوختن درسهای نظری توانایی چندانی ندارند ، ولی خانواده های اصرار می ورزند که انها به تحصیلات عالی در دانشگاه بپردازند و چون امکان رقابت سنگین در کنکور ورودی دانشگاهها برای آنها وجود ندارد ، جز ناراحتی یاس ، و سردرگمی نتیجه دیگری نصیبشان نمی شود . این قبیل خانواده ها باید توجه داشته باشند که نه هر جوانی به طور حتم باید به دانشگاه راه یابد و نه چنین امکانی برای همه وجود دارد ؛ از این رو ، بهتر است نوجوانان در دوره راهنمایی که دوره شناخت استعداد های تحصیلی است ، با مشورت مربیان راه آینده تحصیلی خود را به صورت واقع بینانه تعیین کنند و در دوره دبیرستان در یکی از رشته های نظری یافنی و مهارتی به تحصیل ادامه دهند و در هر حال :
آرزوهایی که خارج از توان ذهنی نوجوانان است به آنها تلقین شود .
نکته مهم این است که کودک یا نوجوان تا آن جا که در توان دارد درفرا گرفتن درسهای خود بکوشد و تنبلی وسستی از خود نشان ندهد ، اما اگر با وجود تلاش معقول ، توفیق کامل در تحصیل نداشته باشد نباید مورد سرزنش یا نتبیه و توبیخ قرار گیرد .
از لحاظ شخیصتی و حساسیتهای روحی و اخلاقی نیز تفاوتهای چشمگیری میام افراد مختلف وجود دارد ؛ حتی در یک خانواده بین فرزندانی که از یک پدر و مادر به وجود آمده اند ، تفاوتهای گاه چشمگیری وجود دارد . برخی خصوصیات والدین و به طور کلی نسل یا نسلهای قبل در یک فرزند و برخی دیگر در فرزند دیگر زمبنه بیشتر و امده تری برای بروز دارد و بر این اساس بهره توارثی آنها از نسل ما قبل یکسان نیست ، از این رو دیده می شود در حالی که یک فرزند روحیه ای رام و تربیت پذیر دارد ، فرزند دیگر لجوج و عاصی است ؛ بنابراین پدر و مادر نباید انتظارات یکسانی از فرزندان خود داشته باشند و باصطلاح نبید همه را به یک چوب برانند ، بلکه باید با هریک از آنها متناسب با روحیه او برخورد کنند .
چه بسا یک روش تربیتی در مورد یک نفر مفید و موثر واقع شود اما همین روش در مورد فرد دیگر کارایی نداشته باشد .
بنابراین وجود تفاوتهای فردی ایجاب می کند که در مورد هر کس از روشی متناسب با روحیه او استفاده شود و اگر روشی درباره فرد یا افرادی کار سازه بوده آن را به همه – با خصوصیاتی متفاوت – تعمیم نداد و از برخوردهای کلیشه ای در تربیت پرهیز کرد . از این جا می توان دریافت که :
همچنین نباید انتظار داشت که نتیجه تربیت در مورد همه فرزندان یکسان باش . چنین انتظاری معقول نیست .
در این جا ممکن است پرسشی پیش آید و ان این که ایا می توان زمینه های موروثی و ذاتی را تغییر داد ؟
نکته مسلم این است که تربیت در شکل گیری شخصیت انسان بسیار موثر و تعیین کننده است و بسیاری از زمینه های موروثی یا ذاتی را در سایه تربیت می توان کم یا زیاد کرد ، ولی در عین حال نباید فراموش کرد که دست مربی در تربیت آن اندازه باز نیست که بتواند به هر نتجه ای که دلخواه اوست . برسد . تربیت عاری از محدودیتها نیست و نباید انتظار معجزه از آن داشت . قرآن کریم سخن از فرزند حضت نوح ( ع ) که از پیامبران اولوالعزم بود – به میان آورده که فرزندی ناشایست بود و تربیت نوح در او اثر نکرد . در میان فرزندان امامان معصوم نیز افرادی ناصالح وجود داشته است . این نمونه ها نشان می دهد که همه نارساییها را نمی توان به ترتیب نسبت داد . نکته مهم این است که سعی کنیم در تربیت صحیح فرزندانمان کوتاهی نکنیم و از برخوردهای نادرست و عوامل مخرب بپرهیزیم ولی در نهایت نتیجه را به خدا وا گذاریم .

![]()
تخصص و تعهد معلم
یکی از ویژگیهای معلم خوب ، داشتن تخصص در کار است و اگر معلم ، دبیر و یا استاد تخصص در کار نداشته باشند نه تنها خدمتی نمی توانند انجام دهند ، بلکه کارشان مضر و مصیبت زا خواهد بود و اصولاً هر کار دیگری نیز بدون وجود تخصص چنین حالتی خواهد داشت .
دنیای امروز بر مدیریت تاکید فراوان دلرد و حتی برای این فن ، دانشکده و دانشگاه تاسیس می کند و این کار ، کاری است عالی . اسلام هم این کار را تایید نموده است تا آنجا که می فرماید :
« من تقدم علی قوم و فهم افصل منه خان الله و رسوله الله و المومنین »
« اگر کسی کاری را قبول کند ، در حالی که فردی افضل از اوست ، نه فقط به جامعه خود ، بلکه به خدا و رسول خدا و مومنین خیانت نموده است :
این جمله یعنی تایید مدیریت و مفهوم و آن این است که هر کس کاری را تقبل می نماید می بایست در آن کار مدیر و متخصص باشد .
در اجتماع ما معلم خیال می کند وقتی مدرک گرفت و پست معلمی به او دادند ، واقعاً « معلم » است ؛ اما نه ، معلمی تخصص می خواهد و تخصص برای معلم مهمتر از تخصص برای یک مدیر کارخانه است . عدم تخصص یک مدیر کارخانه موجب ورشکستگی آنجا می شود ، این مهم است لیکن از نظر اسلام و اجتماع دارای اهمیت زیادی نیست بلکه آنچه بسیار اهمیت دارد این است که معلمی ، یک سال به کلاس برود و در پایان سال یک کلاس ورشکسته به اجتماع تحویل دهد و بدین ترتیب به جامعه ضربه وارد نماید . در قرآن شریف گفته شده که کار معلم ، دبیر و استاد دارای ارزشی عالی و ثوابی عظیم است ؛ زیرا اگر او بتواند یک بچه مسلمان مهذب و با سواد یعنی متعهد و متخصص تربیت کند ، گویی که جهان را زنده کرده است . از طرف دیگر گفته شده که از نظر قرآن ، اگر زیر دست یک معلم بچه مسلمانی منحرف شود ( مثلاض وقتی از محیط دبیرستان خارج شد حجاب را « یدکی » بیش به حساب نیاورد و یا چادر را تنها جایی به سر کند که می ترسد مانند آن است که جهانی را آن معلم کشته باشد .
اینکه هر کس در کار خود مدیریت و تخصص داشته باشد ، کاری است مشکل اما لازم . امام صادق ( ع ) در این مورد مثال ارزنده ای دارند ، ایشان می فرمایند : « مواظب باشید که اگر کسی را مسلمان نمودید ، برای او خیلی تحمیل نکنید »
معروف است که کسی ، یک نصرانی را مسلمان کرد . پیش از اذان صبح به منزل این تازه مسلمان رفت و گفت : « برخیز تا به مسجد برویم » با هم به مسجد رفتند و نماز شب را به او آموخت و و خواند . بعد از آنکه نماز صبح را نیز خواندند ، رو به تازه مسلمان کرد و گفت : « مستحب است که بین الطلوعین تا اول آفتاب در مسجد تعقیب خوانده شود » و چنین کردند . پس از آن گفت : « روزه مستحبی ثواب دارد و در مسجد بودن نیز همچنین » بدین شکل تا ظهر در مسجد ماندند و نماز ظهر و عصر را هم بجای آوردند .
تازه مسلمان خواست از مسجد خارج شود اما او گفت : « چیزی به نماز مغرب و عشا نمانده است ، صبر کن تا نماز مغرب و عشا را هم بخوانیم » و بالاخره تمام روز را در مسجد ماندند و تازه مسلمان خسته و گرسنه و بی حال شب هنگام به خانه بازگشت و پس از افطار خوابد . قبل از اذان صبح روز بعد درب خانه او مجدداً بصدا در آمد و این بار نیز همان فرد او را به مسجد فرا م ی خواند تازه مسلمان درجواب او گفت : « آقا ! به دنبال کار خودت برو ، من همان دیشب از اسلام برگشتم چونکه دیروز قبل از اذان صبح مرا از خانه بیرون بردی و شب باز گرداندی پس اسلام یعنی بیکاری و تنها نشستن در مسجد، این برای انسانهای بیکار خوب است و من کار دارم » از اینجاست که امام صادق ( ع ) می فرماید که بر خود و دیگران زیاد تحمیل نکنید .
گاهی اوقات معلم ها به شاگرد تکالیف بسیار سنگین می دهند ، مثلاً ده مرتبه از روی فلان درس بنویس و یا پانزده دفعه از روی فلان مطلب و ... بچه باید از وقتی که به منزل بر می گردد مرتباً بخواند و بنویسد تا آنکه روی کتاب و دفتر به خواب برود . معلم به خیال خود می تواند با این تکالیف با سواد بسازد .
حفظ تعادل موضوع مهمی است «بی تفاوتی » غلط است و از سوی دیگر « با تفاوتی داغ » هم نادرسی هر چیز که داغ شود ،ريال نظیر کاسه داغ تر از آش ، خود ودیگران را می سوزاند و هر چیز هم مه سرد شد ، دیگران را مانند یخ سرد می کند . حفظ تعادل مشکل است و نیاز به تخصص و مدیریت دارد .
باید توجه داشت که آموزش و پرورش فقط برای دانش آموزان نیست بلکه ابتدا برای معلم ها است . معلم خو.د باید عالم باشد تا قادر به آموزش دادن باشد . معلم باید شب مطالعه داشته باشد . گاهی دیده می شود که معلمی در اوقات فراغت شغل اقتصادی دیگری دارد . مثلاً آقا دبیر است ولی مغازه هم داررد و پس از پایان کلاس و مدرسه ، دوان دوان و به مغازه اش می رود تا پولی به دست آورد ( البته حقوق معلم و دبیر کم است و باید فکری برای آن بشود اما دبیری که مغازه دار است دیگر نمی تواند مطالعه کند و چگونه معلم بدون مطالعه قادر به تدریس می باشد ؟)
پایان

نوجوانی ، حساسترین دوران زندگی
دشوارترین دوران حیات انسان از جهت تربیتی ، دوره نوجوانی است . این دوره که حدود سنتی 18 – 12 سال را در بر می گیرد منطبق بر دوره راهنمایی و دبیرستان است . بیشترین مشکلات تربیتی در این دوره پیش می آید و اغلب در همین دوره است که فرزندان یا از دست می روند یا در مسیر سعادت گام می نهند .
این دوره مرحله انتقال از دوران کودکی به دوران جوانی و بزرگسالی است . نوجوان از یک سو در حال هجرت از وابستگیهای دوران کودکی است ؛ از سوی دیگر توانایی لازم را برای حل بسیاری از مسائل زندگی ندارد و همین نوسان فکری و روانی درماندگی ؛ تزلزل و گاه پریشانی و ابهام را در او ایجاد می کند و ارامش روحی او را می گیرد .
در این دوره ،آرامش دوران کودکی – که ناشی از بی خبری کودک از بسیاری از مسائل زندگی است – دیگر در میان نیست . کودک با اعتماد کامل به اطرافیان خود تکیه کرده در سایه حمایت همه جانبه آنها به آرامش می رسد ، اما پیدایش رشد فکری و بیدار شدن انگیزه های نیرومند فطری در زمینه روحی نوجوان ، عرصه را بر چنان آرامش کودکانه ای بسیار تنگ می کند .
بلوغ ، تولدی دوباره
همزمانی این دوره با پدیده « بلوغ » سبب می شود که این دوره از زندگی انسان از اهمیت و حساسیتی ویژه برخوردار باشد . بلوغ به سان زمین لرزه ای شدید است که با تکانی شدید سر تا سر وجود نوجوان را به حرکت درآورده و ذخایر پنهان وجودش را بیرون می ریزد و او را در شرایطی جدید و نا آشنا قرار می دهد . گویی نوجوان یا ورود به دوره بلوغ با جهانی نو آشنا می شود و افقهایی جدید در برابر دیدگانش گشوده می شوند . دست توانای آفرینش ، به وسیله بلوغ با جهشی همه جانبه نوجوان را از عالم کودکی جدا کرده آماده رشد و کمال می ند . گویی نوجوا دیگر باره « متولد » می شود و با این تولد دوباره ، شور و نشاطی تازه می یابد و گام در راهی نو می گذارد ، اما این تولد دوباره بدون تحمل رنج ، زحمت و فشار صورت نمی پذیرد .
بلوغ نه تنها انگیزه های غریزی و در راس آنها میل جنسی را در وجود نوجوان بیدار می کند . بلکه گرایشهای عاطفی و روانی او را نیز به ظهور می رساند . در یک کلام می توان گفت :
آنچه در فطرت و سرشت انسان به ودیعت نهاده شده است . همگی در مرحله بلوغ از سرزمین وجود نوجوان سر بر می اوردند و همچون گلی پر طراوت بر نهال زندگی او می شکفند .
از سوی دیگر ، نوجوان از جهت فکری قدرت و توانی بیشتر می یابد و می تواند در بسیاری از مسائل زندگی بیندیشد . فکر او که تا دیروز از حصار محسوسات فراتر نمی رفت اینک می تواند به امور غیر محسوس و انتزاعی بپردازد و همین قدرت فکری ، دروازه تخیل را به روی او می گشاید و او را به عالم درون متوجه می سازد . او در باره مسائلی که تا دیروز تردیدی درباره آنها نداشت ، تردید می کند و از این رو خواهان بازنگری در افکار و اعتقادات خویش است و می خواهد به نظام فکری جدیدی دست یابد که مسائل تازه او را حل کند و به پرسشهایش پاسخ دهد .
با اندکی دقت می توان دریافت که در درون نوجوان چه طوفانی به پاست ؛ از یک سو انگیزه های غریزی و عاطفی هر لحظه او را به سویی می کشند و تعادل روانی او را به هم می زنند ؛ از سوی دیگر ، انواع تردیدها و دودلی هخا او را با تکلیفی درد آوری رو برو می سازند . در این میان آنچه بیش از همه برای نوجوان محسوس است ، ابهام و سردرگمی است . او برای اولین بار چنین وضعی را تجربه می کند و توانایی لازم را برای مقابله با این کشمک درونی در خود نمی یابد . علاوه بر این او نسبت به آینده خود نگران است و نمی داند چه سرنوشتی در پیش رو دارد ؛ همین نگرانی از آینده نیز بر فشارهای درونی او می افزاید . از این رو ، کوچکترین عاملی تعادل روانی خود را از دست می دهد و هیجانی می شود . گویی فشارهای مداوم درونی از قدرت روحی او کاسته او را بشدت حساس و شکننده کرده است .و عواطف او بر یک حالع ثابت نیست ؛ زود خوشحال می شود و بسرعت در غم و اندوه فو می رود . در مدت زمانی کوتاه ممکن است حالاتی متضاد پیدا کند . از ثبات حال برخوردار نیست . و به تلنگری توازن و تعادل خود را از دست می دهد نگران نظر دیگران و بویژه اطرافیان و همسالان درباره خویش است و رفتار و برخورد و قضاوت انها حالات روحی او را بآسانی تغییر می دهد . همین تغییرات مداوم و گاه عمیق ، او را خسته و رنجور می کند و صبر و شکیبایی را از او می گیرد . گویی طاقت تحمل این همه فشار را ندارد ؛ از این رو به اندک ناملایمتی بر می آشوبد و آن را وسیله ای برا خالی کردن عقده های دل خسته خود می بیند ؛ بر این اساس :
سرکشی ، ناسازگاری و بر آشفتگی از پدیده هی رایج این دوران است .
در این دوران کشمکشی جدی بین تمایلات نفسانی از یک سو وگرایشهای متعالی و روحانی نوجوان از سوی دیگر در می گیرد . او گاه به سمت هوسها و نفسانیات خود کشیده می شود و گاه به سوی احساسهای معنوی میل می کند و لذت معنوی را به ذائقه دل پاک خویش می چشد . زمانی که هوسی او را مغلوب می کند ، بعد از فروکش کردن آن ، دستخوش اندوه و پشیمانی می شود و احساس گناه می کند . گویی از خود بیزار می شود و خویشتن را سرزنش می کند ، و این کار مدام تکرار می شود ؛ زیرا :
وجدان اخلاقی نوجوان زنده و فعال است و نمی تواند در برابر کجرویهای خود بی تفاوت باشد .
گاه احساس زبونی و ناتوانی می کند و گمان می برد که قادر به اصلاح و کنترل خود نیست و همین احساس ، در او نوعی نگرانی به وجود می آورد . همراه با تحولات بلوغ ، خود آگاهی نوجوان نیز افزایش می یابد و توجه او به خود بیشتر می شود و به همین جهت در برابر هر چیز یا هر برخوردی که به او مربوط شود حساس تر و اثر پذیرتر می شود و آن بی تفاوتی یا بی خیالی دوران کودکی از بین می رود . بروز این پدیده همراه با رشد غرایز ، بر خود خواهی های او می افزاید و بر غرور او دامن می زند .
تحولات دوران بلوغ که همراه با جهش عاطفی و رشد سریع جسمی نوجوان است ، حدود سه سال به طول می انجامد که در پسران حدود سنی 16 – 13 سال و در دختران یک یا دو سال کمتر را در بر می گیرد . این مقطع سنی بحرانی ترین مرحله اززندگی انسان است . در این مرحله نوجوان به علت سرعت رشد ، به کالری بیشتری نیاز دارد و رعایت و مراقبت بیشتر را می طلبد تا از این مرحله حساس و خطر ناک به سلامت عبور کند .


۱- خانگی سازی صفحه جاری
۲-ایمیل مدیر وبلاگ
۳-اضافه کردن به علاقه مندی ها
۴-لینک آر اس اس
۵-ارتباط بازدید کننده با مدیر از طریق یاهــــــــــو
۶-ارسال نامه به مدیر وبلاگ
این منو دارای این امکانات می باشد .
حالا کد این منو یک سری تنظیمات ساده می خواد که خودتون باید
زحمتشو بکشید
۱-توی کد یک جایی نوشته آیدی شما در یاهو به جای این جمله آیدی
خودتونو بنویسید.
۲-یک جای دیگر هم نوشته آدرس ایمیل شما یه جای این جمله آدرس
ایمیلتون رو بنویسید.
شما فقط باید همین کارهارو انجام بدید بعد کد رو بزارید تو وبلاگ!
پرسش های متداول:
سوال خیلی ساده است اگه یادتون باشه شما توی کد به جای آدرس
ایمیل شما باید آدرس ایمیل خودتونو تایپ می کردید٬شما هر ایمیلی رو
که اونجا وارد کنید هرکی برای شما نامه بفرسته اون نامه به ایمیلی
میره که شما اونجا آدرسش رو تایپ کرده بودید.
از کجا بفهمم ایمیلی که برای من اومده نامه ای است از طرف یک
بازدید کننده ؟
هرگاه کسی برای شما نامه ای ارسال کنه ایمیلی با موضوع M-
Contact و از به Inbox یا Bulk شما می رود
کد
از تنبيه بدني به عنوان يك رويداد نامطبوع نبايد استفاده كرد زيرا
:1-تنبيه بدني ممكن است از بروز رفتا نامطلوب جلويري كند ولي آنرا
تغيير نمي دهد و در موارد مشابه همان رفتارتكرار مي شود .
2-با اينكه ممكن است تنبيه رفتار خاصي را موقتا" كم كند ولي ممكن
است باعث رفتار نامطلوب ديگري مانند : ترس وخجالت گردد.
3- تنبيه بدني غالبا" نتايج عاطفي ديگري را مانند اضطراب وترس ايجاد
مي كند .
4-كسي كه كودك را تنبيه بدني مي كند مورد خصومت و دشمني او قرار
مي گيرد .
5- تنبيه بدني ممكن است باعث شركت نكردن كودك در كل كارها شده و
به كناره گيري او بينجامد .
6-تنبيه بدني اصلا" مربوط به رفتار نباشد . مثلا" پدر از سر كار آمده و
خسته است و حوصله ي حرف زدن با كودك خود را ندارد . وقتي كه
كودك صبتي بكند ممكن است كه او را تبيه كند. در صورتيكه حرف زدن
كودك طبيعي است و نبايد مورد تنبيه قرار گيرد .
وقتي دانش آموز را از موقعيتي كه خوشايند او است كنار مي زنيد نبايد
موقعيت دوم براي او مطبوع باشد . مثلا" اگر دانش آموز را از كلاس
بيرون مي فرستيد نبايد بيرون رفتن از كلاس براي اومطبوع باشد .
در اين صورت اين عمل تاثيري در تغيير رفتار او نخواهد
داشت و او را تقويت مي كند تا بار ديگر كلاس را بهم
بزند .
از جريمه و خرج پاسخ براي كم كردن رفتار نامطلوب مي توان استفاده
كرد . دراين صورت اگر رفتار نامطلوبي از فرد سر بزند با ضرر و
زياني همراه خواهد بود . يعني از مجموعه هاي تغويت كننده هاي موجود
براي او مقداري كم ميشود ودربعضي موارد به محروميت كامل وي مي
انجامد. در اين صورت ياد خواهد رفت كه دست زدن به كار نامطلوب
براي وي با زيان و ضرري همراه است .خود ما اگر يك روز سر كار
نرويم از حقوقمان كسر مي شود و غيبت و اخراج و زياني همراه است
لذا غيبت نمي كنيم .
در مورد دانش آموزان بايد به جلب همكاري اولياء مدرسه معلمين كلاس
و والدين توجه نمود. اين امر شامل آشنا ساختن همهء مسؤلين مدرسه با
شيوه هاي تقويت و استفاده از روشهاي تغيير رفتار مي شود . بدون
همكاري موثر مسئولين مدرسه و والدين بهترين شيوه ها هم ممكن است
كارآيي نداشته باشد. معلمين در تشخيص مشكل و نوع تغويت و ارائه به
دانش آموزان نقش موثري دارند.
شور ومشورت با والدين و معلين و مديران و همهء افرادي كه با مشكلات
و مسائل كودكان و نوجوانان و جوانان سروكار دارند براي ساده سازي
روند مشاوره لازم است و بدون همكاري آنان نمي توان فضا و شرايط
لازم را براي تغيير رفتار ايجاد كرد .
شما عبارت از دانش آموختن و انطباق و هماهنگی
رفتارتان بر طبق موازین علمی می باشد .
باید متوجه باشید که دانش آموختن و
ذخیره کردن علم از ثروت اندوزیهای مادی
شما ، لازم تر و ضروری تر است ؛ زیرا مال
و ثروت و روزی مردم بر حسب نیاز و در
خور احتیاج همگان تقسیم شده است .
تامین نیازهای مادی [ طبق مقدرات و
سرنوشت اشخاص ، در سایه مشیت
الهی و به میزان کوشش متعارف و عادی ]
به وسیله خداوند دادگر ، پیش بینی شده
و خداوند عادلی که نیازهای مادی افراد را
کاملاً ضمانت کرده است برای شما نیز
ضمانت می کند و انرا در اختیارتان قرار می
دهد .
ولی گنجینه علم و دانش در وجود عالم و
دانشمند و دستگاه ذهنی او انباشته شده
است – پس باید پویای چنان علم باشید
( و سعی خویش را تا نهائی ترین درجه آن
بکار دارید تا انکه بر این ذخایر و گنجهای
گرانبها در سایه رنج خویش دست یابید)
« عالم و دانشمند ، والاتر و برتر از کسی است که
روزها را به روزه می گذاترند و شبها را به عبادت
پروردگار – آنهم توام مبا کوشش و رنج – سپری می
سازد و همت خویش را صرفاً به روزه داری و سحر
خیزی به منظور عبادت و نیایش پروردگار صرف
می کند .
اگر مرگ عالم و دانشمندی فرا رسد خلال
شکستس در سازمان اسلام پدید می اید
کهجز به وسیله عالم و دانشمند دیگری
که جانشین و همانند او است – قابل
جبران نبوده و این شکاف و صدمه ، مرمت
نخواهد گردید .
« برای باور داشت شرافت و فضیلت علم ، توجه به
این نکته ، کافی و بسنده است که : افراد ناصالح و
فاقد بینش درست علمی ، مدعی داشتن چنین علمی
می شوند و داعیه علم و شایستگی در ان را در سر
می پروانند و آنگاه که انها را به علم و شایستگی در
آن را در سر می پروانند ، و آنگاه که آنها را به علم و
دانش منسوب می سازند و از آنان به عنوان عالم و
دانشمند ، یاد می کنند سخت شادمان می گردند .
و برای زشتی و نکوهش جهل و نادانی ،
همینقدر بس که افراد گرفتار جهل و بی
سوادی نیز نبست به آن اظهار تنفر و
بیزاری نموده و از این که با این سمت و
عنوان معرفی شوند سخت گریزانند »
امیر المومنین علی ( علیه السلام ) به
کمیل به زیاد فرمود : « کمیل ! علم ، بهتر
از مال است ؛ زیرا علم و دانش از تو
نگاهبانی و پاسداری کرده و وجودت را در
پناه خود قرار می دهد . ولی در مورد مال ،
ناگزیری که خود نگاهبان و پاسدار آن
باشی علم و دانش بر تمام شئون زندگی
و پدیده های هستی و اراده هاه فروانروا و
حاکم است ، در حالیکه مال و ثروت انسان
محکوم و دستخوش اراده او می باشد
صرف مال و انفاق آن موجب نقصان و
کاهش ان می گردد در حالیکه انفاق علم
یعنی تعلیم ان به دیگران ، اندوخته های
علمی عالم و دانشمند را پربارتر و فزاینده
تر می سازد و کالای علم طبعاً رو به
فراوانی می گذارد »
« علم و دانش بر مال و ثروت به هفت دلیل مزیت و
برتری دارد :
1 – علم و دانش میراث انبیاء و پیامبران ( علیهم
السلام ) است ، در حالیکه مال و ثروت مادی ،
میراث و پس مانده فراعنه و جباران تروزگار می
باشد .
2 – علم از مجرای انفاق و اعطاء آن به دیگران ،
نقصان پذیر نیست ؛ ولی انفاق مال و ثروت مادی ،
عموجب کاهش و نقصان آن می گردد .
3 – مال و ثروت به حافظ و نگاهبیانان نیاز مکند است
، در حالیکه علم و دانش ، خود نگاهبان و پاسدار
انسان می باشد .
4 – علم و دانش سرمایه و اندوخته ای فنا ناپذیر است
، حتی تا پای گور و در دل تیره خاک ، یار و
غمخوار و همراه انسان است ، ولی مال و ثروتا با
مرگ انسان از او جدا گشته و نمی تواندن همیاری
خود را با انسان استمرار دهد ، و بعد از مرگ انسان
را تنها گذاشته و در دنیا باقی می ماند .
5 – مال و ثروت ، سرمایه ای پیش پا افتاده و
عمومیب است ، و براثی هر فردی – اعم از مومن و
خداشناس و کافر و نا سپاس – فراهم می شود و انان
از آن برخوردار می گردند ، ولی حصول علم و بینش
الهی ، ویژه افراد با ایمان است .
6 – همه طبقات مردم – در مسائل مربوط به دین – به
علم عالم و دانشمند نیاز دارند ، ولی تمام طبقات مردم
نسبت به مالداران و دولتمندان احساس نیاز نمی کنند .
7 – علم و دانش ، نیرو بخش انسان در سیر از صراط
و گذرگاه آخرت ، فراسوی بهشت جاوید است [ و به
او در عبور از صراط و راه باریک و دقیقی که
مقصد آن بهشت و سرفرازی است – مدد می رساند ]
در حالیکه مال و ثروت ، مانع و سد راه او در پیمودن
این صراط و گذرگاه می باشد »
« ارزش شخصیت هر فردی بمقدار معلومات و
معارف او است »
در برخی از روایات ، حدیث فوق بدینصورت
ضبط شده است که: « ارزش شخصیت هر
فرد ، وابسته به میزان کارآئی و مهارت در
معارف و شناختها و درستی اطلاعات او
می باشد » « قیمه کل امر ما یحسنه »
1 – ایها الناس ! اعلموا ان کمال الدین طلب العلم
و العمل به . الا ! و ان طلب العلم اوجب علیکم من
طلب المال . ان المال مقسوم مضمون لکم قد قسمه
عادل بینکم و قد ضمنه و سیفی لکم و العلم مخزون
عند اهله فاطلبوه ( مینه المرید ص 12 الکافی 1 /
35 )
2 – العالم افضل من الصائم القائم المجتهد . واذا مات
العالم ثلم فی الاسلام ثلم لایسدها الا خلف منه ( منیه
المرید ص 12 )
3 – کفی بالعلم شرفا ان یدعیه من لایحسنه و یفرح اذا
نسب الیه . و کفی بالجهل دما ان یتبرا منه من هوفیه
( منیه المرید ص 12 . تذکره السامع ، ص 10 )
4 – یا کمیل ! العلم خیر من المال : یحرسک و انت
تحرس المال . و العلم حاکمو المال محکوم علیه . و
المال ینقصه النفقه و العلم یزکو علی الانفاق ( منیه
المرید 12 و 13 . ترجمه و شرح نهج البلاغه : فیض
الاسلام ، ص 1145 )
Nero نرم افزاري است سريع ، حرفه اي و معروف در زمينه ي Wirte انواع لوح فشرده مي باشد از جمله : Data CD ، VCD SVCD ، DVD و ... ، که اکنون در تمام PC ها که حتي Writer هم ندارند موجود است . - Support for all Popular Media Formats - Powerful Database for Storing & Organizing of Media Files into Playlists - Advanced Search Options with Nero Scout - Redesigned to Maximize ease-of-use , efficiency & speed برای دانلود روی ادامه متن کلیک کنید
پاسورد فایل : www.kamyabonline.com |
نا سازگاريهايي در رفتار دانش آموزان :
گاهي معلمين با ناسازگاريهايي در رفتار دانش آموزان مواجه مي شوند. تغيير و
تفسير معلم از اين ناسازگاري ها اهميت فراوان دارد. در برخورد با ناسازگاري هاي رفتار
دانش آموزان توجه به نكات زير لازم است :
الف – دانشآموزان كه از لحاظ عاطفي ناراحت و ناسازگار است تمارض نمي كند .
ب- ناسازگاري عاطفي حالتي كه دلخواه مورد علاقه دانش آموز باشد نيست .
ج- شكايت هاي بدني كه غالبا" در ناسازگاريهاي عاطفي مشاهده مي شود تخيل نيست .
د- ناراحتي عاطفي نشانهء ضعف نيست .
ه- ناسازگاري عاطفي به صورت هاي مختلفي بروز مي كند و همان طور كه در مبحث
تغير رفتار گفتيم غالبا" ياد گرفته شده و در محيط خانواده تقويت شده است .
اهلسن (1974 ) براي معلمي كه با رفتار ناسازگار دانش آموز بر خورد مي كند چهارده
سوال مطرح مي سازد و مي گويد كه معلم بايد براي اين چهارده سوال پاسخي بيابد . يافتن
پاسخ به اين سوالات نه تنها به شناخت رفتار ناسازگار كمك ميكند بلكه آن قسمتي را كه
بيشتر بايد مورد توجه قرار گيرد و هدف تغيير باشد روشن مي سازد .
1- آخرين مرتبه اي كه دانش آموز اقدام به رفتار ناسازگار نمود چه رفتاري را بروز داد ؟
2- بدون توجه به مسائل انظباطي در بارهء اين دانش آموز چه احساسي دارم ؟
3- در موقع بروز رفتار ناسازگار من چه كاري كردم ؟
4- همراه با اين رفتار چه نيازهاي ارضاء نشده اي مطرح است ؟
5- ايا دليلي بر اين امر دارم كه دانش آموز در وضع خوبي نيست ؟
6- اي از آنچه كه دانش آموز را نگران مي كند مطلع هستم ؟
7- اعضاء خانوادهء دانش آموز دربارهء همديگر چه احساسي و برداشتي دارند ؟
8- آيا مسئله و مو ضوعي غير عادي و غير عادي و غير معمول در زندگي خانوادگي
او وجود دارد كه باعث چنين رفتاري در مدرسه شده باشد ؟
9- چگونه اين دانش آموز را در خانواده تنبيه مي كنند ؟
10- آيا اين دانش آموز نسبت به انتظارات من وهمكلاسانش از وي آگاهي دارد ؟
11- وضع درسي اين دانش آموز در مقايسه با همكلاسانش چگونه است ؟
12- گروه و كلاسي كه در پيدايش اين رفتار سهمي داشته اند داراي چه تركيبي است ؟
13- شرايت فعاليت در كلاس چگونه است ؟
14- كيفيت كار دانش آموز در كل مدرسه چگونه است ؟
معلمين رابطهء فردي كمي با دانش آموزان دارند و اگر صحبتي بكنند با دانش آموزاني
است كه داراي مسائل انظباطي و احيانا" تحصيلي هستند . با اينكه دانش آموزان نياز
شديدي به پذيرش جمعي و رفتار دوستانه دارند ولي گاهي رفتار تحقير آميز معلم را
دريافت مي دارند كه اين عمل بسيار بد است .

قابل توجه معلمین عزيز
از تنبيه بدني به عنوان يك رويداد نامطبوع نبايد
استفاده كرد زيرا :1-تنبيه بدني ممكن است از بروز رفتا نامطلوب جلويري كند ولي آنرا تغيير نمي دهد
و در موارد مشابه همان رفتارتكرار مي شود .
2-با اينكه ممكن است تنبيه رفتار خاصي را موقتا" كم كند ولي ممكن است باعث
رفتار نامطلوب ديگري مانند : ترس وخجالت گردد.
3- تنبيه بدني غالبا" نتايج عاطفي ديگري را مانند اضطراب وترس ايجاد مي كند .
4-كسي كه كودك را تنبيه بدني مي كند مورد خصومت و دشمني او قرار مي گيرد .
5- تنبيه بدني ممكن است باعث شركت نكردن كودك در كل كارها شده و به كناره
گيري او بينجامد .
6-تنبيه بدني اصلا" مربوط به رفتار نباشد . مثلا" پدر از سر كار آمده و خسته است
و حوصله ي حرف زدن با كودك خود را ندارد . وقتي كه كودك صبتي بكند ممكن
است كه او را تبيه كند. در صورتيكه حرف زدن كودك طبيعي است و نبايد مورد تنبيه
قرار گيرد .
وقتي دانش آموز را از موقعيتي كه خوشايند او است
كنار مي زنيد نبايد موقعيت دوم براي او مطبوع باشد .
مثلا" اگر دانش آموز را از كلاس بيرون مي فرستيد
نبايد بيرون رفتن از كلاس براي اومطبوع باشد .
در اين صورت اين عمل تاثيري در تغيير رفتار او
نخواهد داشت و او را تقويت مي كند تا بار ديگر
كلاس را بهم بزند .
از جريمه و خرج پاسخ براي كم كردن رفتار نامطلوب
مي توان استفاده كرد . دراين صورت اگر رفتار
نامطلوبي از فرد سر بزند با ضرر و زياني همراه
خواهد بود . يعني از مجموعه هاي تغويت كننده هاي
موجود براي او مقداري كم ميشود ودربعضي موارد به
محروميت كامل وي مي انجامد. در اين صورت ياد
خواهد رفت كه دست زدن به كار نامطلوب براي وي
با زيان و ضرري همراه است .خود ما اگر يك روز
سر كار نرويم از حقوقمان كسر مي شود و غيبت و
اخراج و زياني همراه است لذا غيبت نمي كنيم .
در مورد دانش آموزان بايد به جلب همكاري اولياء
مدرسه معلمين كلاس و والدين توجه نمود. اين امر
شامل آشنا ساختن همهء مسؤلين مدرسه با شيوه هاي
تقويت و استفاده از روشهاي تغيير رفتار مي شود .
بدون همكاري موثر مسئولين مدرسه و والدين بهترين
شيوه ها هم ممكن است كارآيي نداشته باشد. معلمين
در تشخيص مشكل و نوع تغويت و ارائه به دانش
آموزان نقش موثري دارند.
شور ومشورت با والدين و معلين و مديران و همهء
افرادي كه با مشكلات و مسائل كودكان و نوجوانان و
جوانان سروكار دارند براي ساده سازي روند مشاوره
لازم است و بدون همكاري آنان نمي توان فضا و
شرايط لازم را براي تغيير رفتار ايجاد كرد .
به نام خدا
قابل توجه معلمان ودانش آموزان
درسی از امام علی (ع) در رابطه با علم
كلمات قصار علي(ع) [غررالحكم]
«سخن اول»
تواضعوا لمن تتعلمون منه العلم و لمن تعلمونه و لا تكونوا من جبابره العلما فلا يقوم جهلكم بعلمكم.
فروتني كنيد براي كسيكه ازاو علم ميآموزيدو همچنين براي كسي كه علم بوي ياد ميدهيد ونكند كه شما از دانشمندان گردنكش از كار درآييد (كه فقط منظورشان از تحصيل
علم رياست وآقايي فروختن است) كه در اينصورت جهلتان به پايه علمتان نميرسد (و در شمار جهاليد نه دانشمندان)
«سخن دوم»
تعلم علم من يعلم و علم علمك من يجهل فاذا فعلت ذالك علمت ما جهلت وانتفعت بما علمت :
علم شخص عالم را فراگير و علمت را به شخص جاهل بياموز وقتي كه چنين كنيم به هر چه كه ناداني دانا شوي و از هر چه كه آموختهاي سودمند گردي.
«سخن سوم»
جمال العلم نشره:
زيبايي علم به آن است كه انتشار يابد .
«سخن چهارم»
علي العالم ان يتعلم علم مالم يكن يعلم و يعلم الناس ما قد علم :
عالم را سزد هر علمي را كه نميدانم ياد گيريد و آنچه ميدانيد به مردم ياد دهد.
«سخن پنجم»
عليالمتعلم ان يودب نفسه في طلب العلم و لا يمل من تعلمه و لا يستكثر ما علم :
برطالب علم است كه نفس خويش را در كار طلب علم دارد و از دانش آموختن خسته نشود و آنچه دانسته است بسيار نداند.
براي معلم و دانش آموز
«گوهر اول»
العالم والمتعلم شريكان في الخير و سائر الناس لاخير فيهم
دانشمند و دانشجوي در خير انبازند و در ديگر مردم خيري نيست .
«گوهر دوم»
الدنيا ملعونه و ملعون ما فيها الا عالماً او متعلماً او ذاكرالله تعالي
دنيا دور از رحمت خدا باشد و هر چه در آن است دور از رحمت خدا باشند مگر دانشمند و يا دانشجوي و يا آن كس كه به ياد خدا باشد
«گوهرسوم»
طالب العلم لا يموت او يمتع جده بقدر كده
دانشجويي نميميرد مگر آنگاه كه به اندازه رنجش از بختش برخوردار گردد
«گوهرچهارم»
العلم لا يحل منعه :
علم را روانيست از مردم دريغ دارند .
«گوهرپنجم»
علموا و لا تعنفوا
بياموزيد و درشتي نكنيد
«گوهر ششم»
لاخير فيالعيش الا لرجلين عالم مطاع او مستمع واع
جز براي دو مرد زندگي نيست : عالمي كه فرمانش ببرند و شنوايي كه هر چيز شنيد حفظ كند
«گوهر هفتم»
ليس مني الا عالم او متعلم
از من نيست مگر دانشمند ويا دانشجو
«گوهرهشتم»
من طلب العلم تكفل الله برزقه
آنكس كه دانش جويد خدا كفيل روزيش باشد
|
HTML>